مهدى محقق
شناسنامه و پيشگفتار 21
مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى )
اشكال و محل قيل و قال باقى نماند و اطمينان يافتم كه منابعى را كه گرد آوردهام نزد كسى ديگر در عالم يافت نمىشود . لذا ، تصميم گرفتم كه شرحى بر كتاب بنويسم كه دشواريهاى كتاب را حل كند و نقاب از چهرهء معانى آن بگشايد و اعتراضات شارحان را پاسخ گويد و در اين شرح ، لفظ متن را با شرح ممزوج ساختم تا آنكه اصل كتاب از زوايد و اضافات ممتاز باشد و گذشته از خلاصهء شروحى كه ياد شد ، از اختيارات حاوى رازى كه ابن تلميذ گردآورده است و بستان الاطباء ابن مطران و فصول طبيه كه از مجلس شيخ استفاده شده است و ثمار المسائل الطبية ابو الفرج عبد اللّه بن طيب و اجوبة المسائل كه ابن بطلان در دعوة الاطباء آورده است و همچنين ، از قراضه طبيعيات و نوادر المسائل و كتب جالينوس در تشريح و شرح ابن ابى صادق نيشابورى بر منافع الاعضاء جالينوس و خلق الانسان ابو سهل مسيحى استفاده كردم و اين كتاب را نزهة الحكماء و روضة الاطباء ، ناميدم كه موسوم به التحفة السعدية است تا با اين اسم ، تيمن و با اين رسم تفأل جسته باشم . » مؤلف كتاب ، يعنى قطب الدين شيرازى ، تاريخ آغاز تأليف كتاب را سال ششصد و هشتاد و دو هجرى قمرى ذكر كرده است . چنانكه در آغاز اين گفتار وعده داده شد ، جريان تحرير و ترجمهء اين پانزده گفتار كه مجموعهء حاضر را تشكيل مىدهد ، طى اين مقدمه مشخص و معين شد و بسيار خرسندم كه دانشجويان تاريخ پزشكى در اسلام و ايران مطالب مربوط را در اين مجموعه به آسانى مىيابند و نياز به مراجعه به كتابها و مجلات مختلف كه اين گفتارها قبلا در آنها آمدهاند ندارند . در پايان ، چند نكته را به خوانندگان ارجمند تذكر مىدهد : يكى آنكه چون تحرير اين گفتارها در جاهاى مختلف صورت گرفته است ، يكنواختى در همهء منابع و مآخذ ديده نمىشود ؛ يعنى ، فىالمثل در دو جاى مختلف از دو چاپ ، از يك مأخذ استفاده شده است . در هر حال ، فهرست منابع و مآخذ پايان مجموعه كمك بسيارى به دانشجويانى مىدهد كه مىخواهند مطالب را رديابى كنند . نكتهء دوم آنكه چون هر مقاله در زمان و مكانى جدا از مقالات ديگر تحرير شده است ، چهبسا كه تكرار مطالب در اين مجموعه مشاهده مىشود كه از اين لحاظ ، از خوانندگان ارجمند اعتذار مىجويد . نكتهء سوم آنكه در فهرست كتابها از آوردن نام كتابهاى بقراط و جالينوس و رازى و بيرونى كه اولى ، در گفتار ششم و دومى ، در گفتار چهارم و سومى و چهارمى ، در گفتار سوم آمده است خوددارى شده است .